مراد على شمس
488
با علامه در الميزان ( فارسى )
اختيار خود اطاعت مىكند ) ، و در صورتى كه عصيان شود ، مغلوب واقع نمىشود ، ( يعنى بر خلاف آنچه كه تفويضىها پنداشتهاند ، گنهكار از تحت قدرت او خارج نيست ) ، و بندگان را در ملك خود رها نكرده ، كه هرچه بخواهند مستقلا انجام دهند ، بلكه هرچه را كه به بندگانش تمليك كرده خودش نيز مالك آن هست ، و بر هرچه كه قدرتشان داده ، خودش نيز قادر بر آن هست . بنابراين اگر بندگانش اطاعتش كردند ، و اوامرش را به كار بستند ، او جلو اطاعتشان را نمىگيرد ، و راه اطاعت را به روى آنان نمىبندد ، و اگر اوامرش را با نافرمانى پاسخ گفتند ، يا از نافرمانيشان جلوگيرى مىكند ، و يا نمىكند ، در هرصورت خود او بندگان را به نافرمانى وانداشته ، آنگاه فرمود : هركس حدود اين قاعده كلى را به خوبى ضبط كند ، بر خصم خود غلبه مىكند . « 1 » س 470 - خطاى جبرى مذهبان از كجا ناشى شده است ؟ ج - از اينجا كه نتوانستند تشخيص دهند ، كه اراده الهى چگونه بافعال بندگان تعلق گرفته ، و نيز نتوانستند ميان دو ارادهء طولى ، با دو ارادهء عرضى فرق بگذارند ، و نتيجه اين اشتباهشان اين شده كه بگويند : به خاطر اراده ازلى خدا ، اراده بنده از اثر افتاده . « 2 » مطلبى كه سزاوار تصديق است ، اين است كه افعال انسانى يك نسبتى با خود آدمى دارد ، و نسبتى ديگر با خداى تعالى ، و نسبت دومى آن ، باعث نمىشود كه نسبت اوليش باطل و دروغ شود ، چون اين دو نسبت در عرض هم نيستند ، بلكه در طول همند . « 3 »
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 153 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 155 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 168 .